انواع لا
انواع ( لا )
ناهيه
عاطفه
لا نافيه
نافيه که عمل ليس را دارد( لاي حجازيه )
لاي نفي الجنس
حرف جواب
زايد
1- لاي ناهيه : حرف طلبي که فعل مضارع را مجزوم مي کند .
مانند : لا تُشرک بالله ( لقمان /13) ربَّنا لا تؤاخذنا ( بقره/ 286 ) لا تُرافِق الاشرارَ
لاي ناهيه با دو شرط فعل مضارع را مجزوم مي کند :
الف - بين آنها جز شبه جمله فاصله ايجاد نکند. مانند : لا با للهِ تُشرِک
ب - ادات شرط قبل از آن نيايد.
2- لاي عاطفه : حرفي است که معني نفي حکم ثابت شده بر معطوف را مي دهد .
مانند : ينتصِرُ الحَق ُّ لا الباطلُ
معطوف عليه حرف عطف معطوف
لاي عاطفه شرايطي دارد :
الف - معطوف مفرد باشد يعني جمله و شبه جمله نباشد .
ب - قبل از ( لا ) کلام مثبت يا امر يا نداء باشد .
مانند : جاءَ علي ٌّ لا سعيدٌ قل الحقَّ لا الباطلَ يابنَ عليٍّ لا ابنَ حسن ٍ
ج - يکي از دو معطوف بر ديگرِ صدق نکند مثلاً جايز نيست بگوئيم .
مانند : اشتريتُ حقلاً لا ارضاً ( زيرا زمين بر حقل صدق مي کند )
د - لا به حرف عطف ديگري همراه نباشد زيرا جايز نيست دو حرف عطف مقترن به هم باشند .
ه - تکرار نشده باشد .
3- لاي نافيه : حرفي است غير عامل و مبني بر سکون که برسر فعل مضارع وماضي مي آيد . اگر بر فعل ماضي بيايد واجب است تکرار شود . مانند : لا أکَلَ و لا شَرَبَ
توجه : اگربر فعل مضارع بيايد تکرار و عدم تکرار آن جايز است .
مانند : زيد لا يأکُلُ زيدٌ لا يأکُلُ و لا يشربُ
4- لاي نافيه شبيه به ليس ( لاي حجازيّه ) : حرفي است که مانند ليس ( افعال ناقصه ) عمل مي کند يعني مبتدا را مرفوع و خبر را منصوب مي کند . مانند : لا تلميذ ٌ قائماً
عمل لاي نافيه شبيه به ليس مشروط به موارد زير است :
1- اسم و خبر لا شبيه به ليس بايد نکره باشد . يعني به صورت "لا المعلمُ حاضرٌ" نباشد.
2 ـ بين لا و اسم آن چيزي فاصله نشود مگر ظرف يا جارومجرور و معمول خبر(متعلق به خبر ) باشد . بر خلاف "لا يخون ُ رجلٌ وطنَهُ "
3 ـ لا تکرار نشود . زيرا منفي در منفي ،مثبت مي شود در حالي که لا ، فقط در منفي عمل
مي کند . يعني به صورت " لا لا اَحدٌ متخاذلٌ " نباشد .
4 ـ نفي آن با ( اِلا ) نقص نشود زيرا نقص نفي ،معني را مثبت مي کند. "لا رجلٌ اِلا يُحبُّ وطنَهُ"
5 ـ بعد از لا شبيه به ليس ( اِن) ناصبه نيايد. " لا اِن اَحدٌ متخاذلٌ "
توجه : در 5 مثال بالا (لا) عمل نکرده زيرا شرايط فوق را نداشته است .
نكته : اگر بين لا و اسم وخبر آن ظرف يا جار ومجرور فاصله باشد حر ف نفي عمل مي كند .
مانند : لا عليکَ اَحدٌ معتديّاً ( لا حرف نفي عامل مبنی بر شکون محلی از اعراب ندارد )
اسم لا و مرفوع خبرلا و منصوب
5- لاي نفي جنس : حرفي است که بر جمله اسميه مي آيد و مانند اِنَّ ( ازحروف مشبهة بالفعل ) مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع مي کند .
مانند : لا رجلَ في الدارِ لا لباسَ اجملُ مِن العافيهِ
توجه : اگر اسم لا مفرد باشد مبني است ومحلاً منصوب مي باشد. ولي اگر مضاف يا شبه مضاف باشد منصوب است . مانند : لا خادمَ مائدةٍ حاضرٌ لا بائعاً صحفاً موجودٌ
عمل کردن لاي نفي جنس داراي شرايط زير است :
1- اسم وخبر لا نکره باشد. لا زيدٌ في الدار و لا خليلٌ
2- بين لا واسم لا فاصله ايجاد نشود. لافي الدار رجلٌ ولا امرأة ٌ
3- برسر لا حرف جر نيايد . سافرتُ بلا زادٍ
توجه : هريک از اين شروط محقق نشود( لا) مهمله مي گردد يعني عمل نمي کند مانند سه مثال بالا كه نوشته شد .
نکته : گاهي خبر لا حذف مي شود که شناخته شده باشد . مانند : لاشكَ لا بأ سَ لابُدَّ
6- لاي جوابيّه : حرف نفي جواب وغير عامل و مبني بر سکون است و جمله بعد از( لا ) در جواب است حذف مي شود. مانند : أ قابلتَ المعلِّمَ ؟ لا ( يعني لا لم اُقابله )
7- لاي زائد به صورت هاي زير مي آيد :
الف- زائد فقط از جهت لفظ (به خاطر رسيدن عمل حرف جرِّ ما قبلش به ما بعدش زائد مي باشد) نه از جهت معني ، زيرا معني نفي را مي دهد .(حرف جر قبل( لا ) در اسم بعد از (لا) عمل مي کند يعني اسم بعد را مجرور مي کند ) مانند : جِئتُ بلا زادٍ غَضَبتُ مِن لا شيءٍ
2 ـ لا زائد براي تأکيد نفي : مانند : ما نَحَجَ زيدٌ و لا عَمرو غير المغضوب عليهم ولا الضالينَ
3 ـ لا زائدی که داخل شدن آن بر سر جمله و مانند خارج شدن آن بر سر جمله است مانند :
تذکرتُ ليلي فأعترتني صَبابةٌ و کاد ضمير القلب لا يتقطعُ ( يعني يتقطعُ )
منابع :
1 ـ المغني اللبيب ( ابن هشام )
2 ـ موصوعة النحو و الصرف و الاعراب ( اميل بديع يعقوب )
3 ـ مبادي العربية ( معلم رشيد الشرتوني )