منادی ومباحث ان

منادا:

«منادا» يک نقش منصوب است؛ بر دو گونه است: منادي مضاف و منادي مفرد(که دو قسمت دارد:علم  -  نکره مقصوده)

هرگاه يک ترکيب اضافي (مضاف و مضاف‌اليه) را مورد ندا قرار دهيم، منادي مضاف است.

1) اگر اسم مورد ندا (همان منادي مضاف) معرب بود که «فتحه» مي‌گيرد و منصوب به اعراب ظاهري است.

2) اگر «منادي مضاف» معرب بود ولي جمع مذکر سالم، مثني يا جمع مونث سالم يا اسماء خمسه بود؛ با اعراب فرعي منصوب مي‌شوند. (به ترتيب با «ينَ»، «ينِ»، «اتِ»، «ا»)

يادآوري: پنج دسته از اسم‌هاي معرب، اعراب ظاهري فرعي دارند در حالت رفع و نصب و جر به جاي حرکت‌هاي «ـُــِــَ» حرکت يا حرف ديگر مي‌گيرند.

 

3) اگر منادي مضاف يک اسم مقصور يا مضاف به «ي» متکلم بود، تقديراً منصوب است.

مثال) براي هر 4 دسته منادي مضاف، مثال مي‌آوريم:

1) يا    ارحمَ             الرّاحمين! أسألک النّجاة.

     منادي مضاف       مضاف‌اليه

   و منصوب بالفتحه     

2- الف) يا طالبَي                  الصّف! إجتهدا.

  منادي مضاف و منصوب      مضاف‌اليه

 با اعراب فرعي «يَ» (اسم مثني)

2- ب) يا مسلِمي              العالم! اتّحدوا.

منادي مضاف و منصوب      مضاف‌اليه

با اعراب فرعي«ي» (جمع مذکر سالم)

2- ج) يا ذا             الجلال و الاکرام!

منادي مضاف و       مضاف‌اليه

منصوب با اعراب فرعي«الف» (اسماء خمسه)

2- د) يا مؤمناتِ              العالم! اجتنبن من الظنّ.

منادي مضاف و منصوب   مضاف‌اليه

با اعراب فرعي کسره (جمع مؤنث)

3) يا ربّ                 ي!   ارحم عبدک الضعيف.

منادي مضاف          مضاف‌اليه

 و منصوب تقديراً (اسم مضاف به «ي» متکلم)

 

چند نکته‌ي مهم:

الف) اسم‌هاي مثني و جمع مذکر اگر مضاف واقع شوند؛ «نون» آخرشان حذف مي‌شود. (مانند مثال‌هاي فوق)

ب) اسم پس از حرف ندا (يا) همواره منادي است!

ج) ممکن است منادي بدون حرف ندا بيايد («يا» حذف شود) در اين صورت «منادي» ابتداي جمله مي‌آيد و پس از آن فعل امر (يا نهي) و يا ضمير مخاطب مي‌آيد که از طريق آن‌ها مي‌فهميم اسلوب جمله، ندا است.

د) ضمير «ي» متکلم اگر در منادي باشد، ممکن است حذف شود و به جاي آن کسره «ـِـ» بيايد.

مثال:

1) قومِ، لا تعبدوا إلّا الله! (قوم: منادي مضاف و تقديراً منصوب)

2) ربِّ  لاترض أن يسرّب اليأس إلي نفسي! (ربّ: منادي مضاف و تقديراً منصوب)

مناداي مفرد:

اگر يک اسم عَلَم (نه ترکيب اضافي) مورد ندا واقع شود؛ منادا مفرد وعلم است.

مثلاً: يا فاطمة، يا محمد و …

در اين حالت، منادي مبنيّ بر ضم مي‌شود و محلاً منصوب!

***منادی مفرد :

 الف : منادی علم   :

 که شامل یک اسم خاص یا علم می باشد .

مانند : یا الله ُ  ، یا فاطمةُ

 یا قدس ُ  

    منادای علم  از نظر اعراب مبنی برضم محلاً منصوب می باشد .

ب : منادای نکره ی مقصوده :

به شخصی گفته می شود که گوینده اورا نمی شناسد

ولی او را می بیند .و به او توجه دارد .

مانند : یا طالبُ ، خُذْ قلمَکَ   ( که فرد معینی مورد نظر است ) 

توضيح مهم اسم‌هاي معرب، در دو حالت به‌طور استثنايي به خاطر نقشي که مي‌گيرند؛ «مبني» مي‌شوند (اصصلاحاً مي‌گويند «بناي عارضي» مي‌گيرد) اين دو حالت عبارت‌اند از:

1- اسم «لا»ي نفي جنسي (مبني بر فتح)

2- منادي مفرد (مبني بر ضم)

هر اسم مبني هم اعراب محلي دارد. پس منادي مفرد مبني بر ضم و محلاً منصوب است.

براي ندا قرار دادن اسم‌هاي غير علم (داراي ال)، از «ايُّ» و «ايّةُ» استفاده مي‌شود!

مثال: ايّها الطالب! ايتّها المؤمنة!

در اين حالت، «ايُّ» يا «ايّة» منادي مفرد، مبنيّ بر ضم و محلاً منصوب و اسم پس از آن‌ها، اگر جامد باشد؛ «عطف بيان» و اگر مشتق باشد، صفت است.

عطف بيان و صفت از نقش‌هاي تبعي‌اند يعني اعرابشان، تابع، اعراب اسم قبل از خودش است. اسم پس از «ايُّ» و «ايّةُ» مرفوع بالتبعيّة از آن دو است.

در اين مورد به‌طور استثنايي، تابع، از ظاهر اسم قبل از خود تبعيت مي‌کند نه اعراب آن.

توجه داشته باشيد که اعراب منادي همواره منصوب است و «ايُّ» و «ايّةُ» ظاهرشان مبني بر ضم است و مرفوع است!

نمونه تست: عيّن ما ليس منادي:

1) ربّي لقد أخطأت، فاعف عنّي

2) ربّنا علّام الغيوب و يعلم ما في صدورنا

3) ربّ ليتني کنت إنساناً مجهزاً بجناحين العلم و الدين

4) إلي أصبت حزينة لأنني ما استطعت مساعده الآخرين.

پاسخ: گزينه‌ي «2»

 

 

سوالات همکاران

آیا اعداد ترتیبی حادی عشر وثانی عشر مبنی برفتح هستند یا جزء اول آنها اعراب تقدیری وجزء دوم مبنی برفتح است ؟

 

اعداد ترتیبی هر دو جزء مبنی بر فتحه هستند یعنی حادیَ عشرَ و ثانیَ عشرَ

 

 

در جمله "یُعجبُنی انسانٌ یتحلّی.... " یتحلّی جمله حالیه گرفته شده در حالی که قانون اعراب می گوید الجمل بعد النکرات صفات و بعد المعارف احوال.

پاسخ گروه عربی شهر تهران:

در مبادی العربیة ج 4 ذکر شده که در برخی مواقع صاحب حال نکره میتواند نکره باشد و موارد جواز آن در همان موارد جواز ابتدا به نکره است.از موارد جواز ابتدا به نکره ، عام بودن است. در جمله شما کلمه انسان ،افراد جنس انسان را شامل می شود و عام است.پس به نظر می رسد می تواند صاحب حال باشد.

 

سوال:

آیا "تحسبها جامدة" در عبارت "تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمر مرّ السّحاب "ممکن است حال باشد؟آیا دو حال در یک جمله ممکن است؟

 

تحسب حال برای فاعل مستتر تری است و جامدة مفعول دوم فعل تحسب می باشد.جمله و هی تمرّ مرّ السّحاب نیز جمله حالیه ای است که حالت کوهها را بیان می کند.

 

سوال:

آیا  اف در جمله "لا تقل لهما اف" مضاف الیه برای مفعول محذوف است؟

 

اف :اسم فعل مضارع بمعنى أتضجّر وفاعلش أنا است. و مانند یک جمله در محل نصب مفعول(مقول القول) برای فعل لاتقل است.

 

سوال:

در زیارت عاشورا کدام درست است: طلب ثاری یا طلب ثارکم ؟ و یا طلب ثاریکم؟

پاسخ از سوالات شرعی طارق نیوز  :

 یکی از فقرات زیارت شریفه عاشورا که معمولا اشتباه خوانده می شود همین فراز است که می فرماید : و أن یرزقنی طلب ثاری – کم – مع امام …

 

چرا که این دو ( ی و کم ) هر دو ضمیر مالکیت و در مکان مضاف الیه هستند و خواندن این دو پشت سر هم قطعا غلط است و حتی بدین گونه هم نیست که ضمیر کم ضمیر مفعولی باشد چون در آن صورت (( ثاری ایاکم )) درست بود .

 

 اما چرا این دو را با هم می نویسند ؟

 

 اینکه این دو را با هم می نویسند به خاطر بدل بودن است . یعنی از آنجا که در بعضی نسخ ثاری و در بعضی از نسخ ثارکم آمده ، خواننده یکی از این دو را بخواند . ویا در صورت احتیاط این کلمه را دوبار تکرار کند : ثاری و ثارکم .

 

 اما کدام درست است ؟

 

 ثار به معنای انتقام و خونخواهی است و خواننده در این فراز از زیارت توفیق برای انتقام خواهی شهدای کربلا را از خداوند طلب می کند .

 

 پس اصل کلمه همان ثار است که در بعضی از نسخ زیارت عاشورا به ضمیر متکلم وحده ( ی ) اضافه شده و این در منابعی همچون : المزار شهید اول – زاد المعاد علامه مجلسی و …  آمده .

 

 از طرفی دیگر در برخی از نسخ زیارت عاشورا ، کلمه ثار به ضمیر مخاطب اضافه شده یعنی طلب ثارکم . ( منابعی همچون : کامل الزیارات ابن قولویه – مصباح المتهجد شیخ طوسی – البلد الامین کفعمی و جُنّة الامان (المصباح) کفعمی و … ) .

 

 و از آنجا که منابع شامل ( ثارکم ) هم بیشتر و هم کهن تر و هم مهم تر و معتبر هستند و نیز اینکه (ثارکم ) با معنا بیشتر سازگار است پس بنابر ظاهر باید این قرائت درست تر باشد .